امروز : چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳
  • عکس های دردناک از کشتار مردم غزه -سری 2
    عکس های دردناک از کشتار مردم غزه -سری 2
  • عکسی که اشک همه را دراورد
    عکسی که اشک همه را دراورد
  • استقبال دخترها از والیبالیست ها با عکس و امضا گرفتن + تصاویر
    استقبال دخترها از والیبالیست ها با عکس و امضا گرفتن + تصاویر
  • نجات کودک 3 ساله از دست آدم رباها + عکس
    نجات کودک 3 ساله از دست آدم رباها + عکس
  • تصاویری از چهره خنده دار ورزشکاران در حین مسابقه
    تصاویری از چهره خنده دار ورزشکاران در حین مسابقه
  • تجاوز و کشتار دخترها در یک پارتی توسط داعش + تصاویر
    تجاوز و کشتار دخترها در یک پارتی توسط داعش + تصاویر

» زن جماعت رو چه به بیرون رفتن؟ (طنز)

» انتشار: 19 بهمن 1391
تغيير سايز متن : بزرگ .... خیلی بزرگ .... معمولی

0927 women apologize gender full 6001 300x200 زن جماعت رو چه به بیرون رفتن؟ (طنز)

مسافر کناری مدام خودش را رویم می اندازد ، دستش را در جیبش می کند و در می آورد ، من به شیشه چسبیده ام اما هر

قدر جمع تر می شوم او گشادتر می شود .. موقع پیاده شدن تمام عضلات بدنم از بس منقبض مانده اند درد می کنند ….

تقصیر خودم بود باید جلو می نشستم ..!!!

مسافر صندلی پشت زانوهایش را در ستون فقراتم فرو می کند ، یادم هست موقع سوار شدن قد چندانی هم نداشت ، باید با
یک چیزی محکم بکوبم توی سرش ، چیزی دم دستم نیست احتمالا فکر کرده خوشم آمده که حالا دستش را از کنار صندلی

به سمت من می آورد….

تقصیر خودم بود باید با اتوبوس می آمدم ..!!! 

اتوبوس پر است ایستاده ام و دستم روی میله هاست ، اتوبوس زیاد هم شلوغ نیست و چشمان او هم نابینا به نظر نمی رسد

ولی دستش را درست در ۱۰ سانت از ۱۰۰ سانت میله ای که من دستم را گذاشته ام می گذارد .. با خودم می گویم ” چه

تصادفی ” و دستم را جابه جا می کنم … اما تصادف مدام در طول میله اتفاق می افتد …..

تقصیر خودم است باید این دو قدم راه را پیاده می آمدم …!! 

پیاده رو آنقدر ها هم باریک نیست اما دوست دارد از منتها علیه سمت من عبور کند ، به اندازه ۸ نفر کنارش جا هست

ولی با هم برخورد خواهیم کرد … کسی که باید جایش عوض کند ، بایستد ، جا خالی بدهد ، راه بدهد و … من هستم …

تقصیر خودم است باید با آژانس می آمدم …!!! 

راننده آژانس مدام از آینه نگام می کند و لبخند می زند … سرم را باید تا انتهای مسیر به زاویه ۱۸۰ درجه به سمت شیشه

بگیرم .. مدام حرف میزند و از توی آینه منتظر جواب است ..خودم را به نشنیدن می زنم … موقع پیاده شدن بس که

گردنم را چرخانده ام دیگر صاف نمی شود … چشمانش به نظر سالم می آید اما بقیه پول را که می خواهد بدهد به جای

اینکه در دستم بگذارد از آرنجم شروع می کند … البته من باید حواسم می بود و دستم را با دستش تنظیم می کردم …..

تقصیر خودم است باید با ماشین شخصی می آمدم!!! 

راننده پشتی تا می بیند خانم هستم دستش را روی بوق می گذارد راه می دهم نزدیک شیشه ماشین می ایستد نیشش

باز است و دندانهای زردش از لبان سیاهش بیرون زده است … “خانم ماشین لباسشوئی نیست ها “…. مسافرهای توی

ماشین همه نیششان باز می شود … تا برسم هزار بار هزار تا حرف جدید می شنوم …و مدام باید مواظب ماشین هایی که

فرمانهایشان را به سمت من می چرخانند باشم …موقع رسیدن خسته هستم .. اعصابم به کلی به هم ریخته است

ارسال مطلب توسط : احمد ولیپوری

به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در google اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب ارسال ایمیل به دوستان در Gmail


جديدترين مطالب را بر روي صفحه فيسبوك خود ببينيد. اينجا كليك كنيد


جديدترين مطالب را در ايميل خود دريافت كنيد. اينجا كليك كنيد

پیشنهاد میکنیم از این مطالب هم دیدن کنید :

نظرات در مورد » “زن جماعت رو چه به بیرون رفتن؟ (طنز)”

نظرات

دیدگاه شما حداکثر بعد از 24 ساعت ثبت خواهد شد

(گل) (گریه) (کلاه) (چونه خاروندن) (چشمک) (پز) (هیس) (نگاه) (میل) (مو کندن) (مسخره) (مارو گرفتی؟) (ماااچ) (لوس شدن) (قهر) (غمگین) (عینک) (عصبانی) (عشق) (ضایع شدن) (شکلک) (شاکی بودن) (شادی) (سوت) (سوال) (زبون) (دلشکسته) (دلخور) (دراز شدن دماغ) (خنده) (خنده زیاد) (خمیازه) (خجالتی) (تمایل) (تماشا) (تعجیب) (تشویق) (بی تقصیر) (بغض) (بای بای) (آه)

جدیدترین مطالب امروز

ادامه مطالب>>


مطالب ویژه